هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

430

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

واسطهء نقاهت مزاج بود . » موفقيت او در سياست داخلى ، اقتصاد ، فرهنگ و توسعهء همه‌جانبه كشور ، به مدد بنيان‌هاى مستحكمى كه پدرش ايجاد كرده و خود او نيز تا حدود زيادى به آنها وفادار بود ، صورت تحقق به خود گرفت ؛ و اگر اختلاف وى با شاه اين‌چنين مورد سوءاستفاده دشمنان داخلى و خارجى قرار نمىگرفت ، چه‌بسا كه او سال‌هاى سال با قدرت بر اين منطقهء زيبا و تاريخى با عنوان « صدارت » و شايد « پادشاهى » حكمرانى مىكرد . در برخى اسناد ، او را « سرسالار جنگ » و در بسيارى از مدارك تاريخى « سالار جنگ دوم » لقب داده‌اند ؛ چرا كه « سالار جنگ » عنوان و لقب « نخست‌وزيران دولت آصف‌جاهى » بود ؛ و او پس از پدرش ، اين عنوان را به خود اختصاص داد . در اسناد و مهرهاى دولتى از لقب « مختار الملك » نيز استفاده مىكرده است . گفته مىشود « نواب بشير الدوله آصف‌جاه » هم به دستور انگليسىها و فقط به صورت مشروط و آزمايشى ( يك ساله ) به اين سمت منصوب گرديد ، چرا كه خدمات شايسته خاندان « شمس الامرا » به انگليسىها و نوع استقبال آنان از اين شخص - قبل از انتصاب - در سفر به اروپا ، نشان از عنايت خاص و سرمايه‌گذارى درازمدت آنان در تسلط بر هندوستان است . هوادارى از انگليسىها خاندان حكومتگر « مير لايق على خان » ، همگى « هوادار » - آن‌گونه كه خود مىگويند : خيرخواه - دولت استعمارگر « بريتانياى كبير » بوده‌اند و شهرت داشته است كه « اباعن جد » ( پدر در پدر ) خيرخواه انگليس‌ها بوده‌اند . » حمايت « جيمز بيلى فريزر » از انتصاب « سراج الدوله » و نيز « لرد كرزن » از نخست‌وزيرى « مير تراب على خان » و فرزندش « مير لايق على خان عماد السلطنه » ، در حقيقت پاسخى است به هوادارى اين دولتمردان هندى از حضور انگليسىها در شبه‌قارهء زرخيز هند . دولت انگلستان ، به دليل نياز به تصرف تدريجى « حيدرآباد دكن » ، از دو خانوادهء وابسته و هواخواه خويش ، يعنى « خاندان مختار الملك » و « خاندان شمس الامراء امير كبير » كه در دستگاه سياسى و ادارى حضور فعال داشته و از طريق وصلت با دربار ، صاحب موقعيت و مكنت و ثروت بسيار شده بودند ، پشتيبانى جدّى نموده و منصب